تشخیص واقعیت از داستان

تشخیواقعیت از داستان

تغییرات در نحوه مصرف و تولید خبر ، تأیید صحت یک خبر خاص را دشوارتر و اوضاع را برای انتشار اطلاعات غلط ، (خواسته یا ناخواسته)  آسان تر کرده است .
هر چند کانادایی های بزرگسال و جوان اغلب منابع دیگر را برای تأیید اخبار بررسی  می- کنند ، اما این فقط به استفاده از یک موتور جستجو محدود می شود تا بفهمد منابع دیگر گزارشگر همین داستان ها را بیان می کنند یا خیر؛ بدون خواندن هیچ یک از آن داستان های دیگر ، و اعتماد (نادرست) و اطمینان بیشتر به کسانی که در بالای  سطح نتایج هستند.

وقتی خوانندگان برای یافتن یک خبر فوری جستجو می کنند ، ممکن است این نتایج توسط کسانی که خبر را ابتدا منتشر می کنند تحت سلطه قرار گیرد. این موضوع می تواند منجر به گسترش گزارش های ناشایست یا اطلاعات غلط عمدی شود ، همانطور که تیراندازی گسترده ۲۰۱۷ در لاس وگاس  انجام شد .

سه نوع داستان خبری هستند که به یک چشم شکاک مخصوص نیاز دارند:

۱٫   محتوای غیر خبری مانند تبلیغات و نظرات که مانند اخبار به نظر می رسند
۲٫   اخبارهای کاملاً غلط ، از جمله هجو و داستان های جعلی که اظهار درست بودن می کنند
۳٫   اخبارهای واقعی که به دلیل تعصب منبع به میزان قابل توجهی تحت تأثیر قرار می گیرند
تحقیقات بیان می کنند که اکثر افراد بخشی از منابع خباری را بر اساس اینکه آیا اخبار به نظر می رسد یا نه قضاوت می کنند. این می تواند تفاوت تشخیص بین اخبار واقعی و “تبلیغات بومی” یا “محتوای حمایت شده” را که از شکل اخبار تقلید می کنند ، دشوار کند.
یک مطالعه نشان داد که ۸۲٪ دانش آموزان ، قادر به تشخیص یک خبر واقعی از یک تبلیغ با قالب بندی مشابه در همان وب سایت  نیستند. به علاوه مرز تیره و تار بین اخبار و نظرات ، به ویژه در زمینه های آنلاین ، از جمله مشکلات تمایز بین این دو هستند .

در حالیکه در روزنامه های چاپی ، نظرات از اخبار جدا هستند ، تحقیقات نشان داده است که کمتر از نیمی از سازمان های خبری به هر نوع برچسب به نسخه های آنلاین کمک می کنند تا موجب شوند خوانندگان هنگام خواندن اخبار ، نظرات خود را بازگو کنند.
نوع دوم ، داستان های کاملاً نادرست که توسط منابع خبری غیر معتبر یا ساختگی منتشر می شوند ، ممکن است همان چیزی باشد که اکثر مردم آن را “اخبار جعلی” می دانند ، اما شواهدی وجود دارد که تأثیر آن نسبت به دو نوع دیگر نسبتاً کم است.

سه روش وجود دارد که می تواند تأثیر چشمگیری داشته باشد:

۱٫وقتی به مصرف کنندگان خبر می رسد که دانش عمومی ندارند تا تفاوت بین بوستون گلوب واقعی (Boston Globe) و تریبون بوستون (جعلی) را بشناسند ؛ خصوصاً اکنون که ایجاد یک وب سایت با ظاهری حرفه ای نسبتاً آسان است.
و هنگامی که نوبت به افرادی برسد که مستعد استدلال با انگیزه باشند یعنی عادت ذهنی عقب نشینی از آنچه شما معتقد هستید برای قضاوتتان درباره صحت منبع که با داشتن اعتقادات بسیار قطبی در مورد موضوع مرتبط است .
۲٫هنگامی که داستان های دروغین یا بسیار تحریف شده از منابع غیر معتبر به اخبار موجه سرایت می کنند.(تمایز نامشخص بین واقعیت و نظر توضیح داده شده در بالا)  که همراه با متناسب سازی محتوای اخبار برای مخاطبان محدود تر که می توانند منابع خبری ای را در برابر شکل استدلال خود برانگیزند که در آن تمایل بیشتری دارند تا داستان های همسو با آنها را ایجاد کنند ، آسیب پذیر کند.
نظرات یا تعصب های سیاسی (و خوانندگان یا بینندگان آنها). ممکن است رسانه هایی که خوانندگان آنها از یک تراز سیاسی متضاد برخوردار هستند ، به منظور بی ارزش کردن داستان ها (حتی مستعد تر) از آنها حفاظت کنند .

این مورد آخر ممکن است بیشترین تأثیر را داشته باشد ، زیرا واضح ترین خبرها ، اخبار کاملاً نادرست هستند و تقریباً همه افراد یک دوست یا خویشاوندی دارند که داستانی را از The Onion یا The Beaverton به اشتراک بذارند بدون اینکه متوجه هجو آن شوند یا شاهد انتشار داستان های ساخته شده در جریان انتخابات بوده باشند. این گونه خبر ها بیشتر اوقات هنگام انتشار آنها به یک منبع قانونی اما مصالحه شده ، به دست مصرف کنندگان خبر می رسند.

مسئله دیگری که می تواند تشخیص تأثیر تعصب در یک منبع را دشوار کند این است که همه منابع دارای تعصب یا مورد دیگری هستند و درک برخی از تعصبات دشوار است زیرا آنها تعیین می کنند چه مواردی شامل و چه مواردی  شامل نمی- شود.

همانطور که مارگارت گالاگر گفت ،”این امرعمیقاً مهم است که چه کسی و چه چیزی برای پوشش خبری انتخاب شده و افراد و رویدادها چگونه به تصویر کشیده می شوند . به همین ترتیب ، مهم است که چه کسی کنار گذاشته می شود و چه چیزی تحت پوشش آن قرار نمی گیرد” .
همان مطالعه نشان داد که در سراسر جهان ، “نامرئی بودن نسبی زنان” در رسانه های خبری سنتی به سیستم عامل های تحویل خبر دیجیتالی تبدیل شده اند: فقط ۲۶٪ از افراد در اخبار اینترنتی و توییت های خبری رسانه ها زنان هستند .

با توجه به سابقه طولانی حاشیه و کلیشه سازی  رسانه های خبری از اعضای اقلیت و گروه های محروم ، ممکن است اعتماد به رسانه های اجتماعی و محتوای ایجاد شده توسط کاربران نسبت به اخبار اصلی انتخاب خوبی باشد:
به عنوان مثال ، یک مطالعه  نشان داد که جوانان آفریقایی-آمریکایی رسانه های تولید شده توسط کاربر و به ویژه فیلم زنده را منبع قابل اطمینان تری در مورد تعصبات نژادی و استفاده از زور توسط پلیس می دانند ، موضوعی که بسیار کم تحت پوشش رسانه های خبری قرار می گرفت تا زمانی که رسانه های تولید شده توسط کاربران آن را بر سر زبان ها انداختند.

در حالی که به طور گسترده تعصب دلیل بی اعتمادی به یک منبع در نظر گرفته می- شود ، خطر این که مصرف کنندگان ممکن است از این واقعیت استفاده کنند که همه منابع خبری حداقل تا حدودی دستکاری شده هستند و آنها را رد کنند، تا هر چیزی غیر از آن منابع را که با تعصبات آنها موافق هستند باقی بگذارند ، وجود دارد.

برخی از محققان دریافته اند که این عادت باعث ایجاد “رقابت” مجموعه ای از “حقایق” و تفسیر این واقعیت ها می شود ، اختلاف نظر فزاینده در مورد موضوعات اصلی و ایجاد عدم اطمینان در مورد نظرات و واقعیت ها به وجود آمده اند.

به طور مشابه ، این ممکن است توضیح دهد که چرا اکثریت آمریکایی ها توافق کردند که “اخبار جعلی” می توانند گاهی اوقات (۵۱٪) یا همیشه (۲۸٪) به داستانهایی دقیق اشاره کنند. اما اینکه موضوع را به صورت منفی به تصویر می کشند ، و چرا آنها به طور همزمان احساس می کنند منابع خبری زیادی وجود دارد و برای غلبه بر تعصبات آنها کافی نیست ، روشن نمی باشد .

برای اصلاح این درک اشتباه از اینکه تعصب چیست ، باید مصرف کنندگان را تشویق کنیم که تعصب را رد نکنند بلکه “به درک اخبار در متن ، درک انگیزه ها و علایق (هر آنچه که هستند) ، حتی در پشت تولید اخبار واینکه چگونه خبر با ایده های دیگر ارتباط برقرار می کنند  بپردازند ؛ به جای اینکه یک منبع را به دلیل اینکه سوگیری اس با آن ها مخالف است کنار بگذارند . یک علامت اطمینان بهتر این است که ببینید آیا این تعصب پوشش خبری آن را به خطر می اندازد یا نه (با تردید کمتر نسبت به داستان هایی که از سوگیری پشتیبانی می کنند) .
برای مثال ، با نادیده گرفتن خبرهایی که از آن پشتیبانی نمی کنند ببینید چه مراحلی را برای تأیید و کاهش سوگیری  از آن ها برمی دارند.

نشانه های اصلی انجام این کار توسط یک رسانه خبری عبارتند از:

– تعهد به دقت ، در حالی که هر خبرگزاری گاهی اشتباه می کند ، خطاهای مکرر می تواند بیانگر این باشد که دقت در اولویت اصلی آنها نیست. (طفره رفتن از این سوال با گزارش در مورد داستان های نادرست منتشر شده توسط سایر رسانه ها نیز در این گروه قرار می گیرد.)
پس گرفتن و تصحیح اشتباهات به همان اندازه مهم ، وقتی یک خروجی اشتباه می کند ، باید در تصحیح آن پیش قدم باشد.
– دنبال کردن یک داستان که آیا از گرایش های سیاسی یا تعصب پشتیبانی می کند یا نه. اخبار و سرمقاله ها جایی که هیئت تحریریه نظرات یا تجزیه و تحلیل ها را منتشر می کند باید از هم جدا باشند. عدم پوشش مکرر داستان هایی که با موقعیت آنها در تضاد است ، یا بیشترین تمرکز روی داستان هایی که با آن موافق هستند ، نشانه هایی از تأثیر سوگیری بر پوشش است.
– جستجوی و ارائه دیدگاه های مختلف. خبرگزاری ها هیچ تعهدی در مورد افزایش نفرت ، آزار و اذیت یا شبه علم ندارند ، اما به طور کلی آنها باید اطمینان حاصل کنند که همه طرفهای یک موضوع نشان داده می شوند.همچنین ، رسانه ها می توانند برای شفاف سازی در مورد پوشش خود اقداماتی انجام دهند:
– تصدیق صریح دیدگاه و تعصب احتمالی آنها. نه تنها آنچه در مورد یک داستان شناخته شده است بلکه در حال آن ها نیز که شناخته نشده است .
– در صورت امکان ، به منابع اصلی مانند رونوشت ، پایگاه داده و غیره پیوند دهید ، تا مصرف کنندگان بتوانند صحت محتوای گزارش شده را بررسی کنند.

منبع : مدیااسمارت