مروری خلاصه بر مالکیت معنوی( در رسانه ها)

مروری خلاصه بر مالکیت معنوی( در رسانه ها)

مالکیت معنوی چیست ؟ یک رمان ؟ یک فیلمنامه؟ یک لطیفه؟یک کتاب آشپزی؟ کاراکتر یک نفر در نمایش تلویزیونی ؟یک نقاشی ؟ یک شعر از یک آهنگ؟ تمام مواردی که گفته شد شامل مالکیت معنوی می شوند.

آن چیزی که ما معمولا از آن به عنوان دارایی و مالکیت یاد میکنیم ، چیز های فیزیکی هستند که ما صاحبشان هستیم ، که به ان دارایی واقعی گفته می شود که از دارایی های معنوی ( مالکیت معنوی ) کاملا امری جدا است.دارایی های واقعی ، چیز هایی هستند که در واقعیت وجود دارند مانند ماشین ها و یا ساندویچ ها ، درک این موارد بسیار ساده است و ما براحتی در مورد انتقال مالکیت این قبیل از چیز ها آشنایی کافی داریم ،بله می توان این ها را مستقیم و یا بخش بخش فروخت و یا اجاره داد و یا اجاره گرفت( البته شما هیچگاه ساندویچ کسی را قرض نمیگیرید، اما از نظر قانونی منعی در مورد این مساله وجود ندارد).دارایی یا مالکیت معنوی ، در طرف دیگر این ماجرا قرار دارد که قدری پیچیده تر از این مسائل است.

از یک چیز ، همه چیزهایی که فکر می کنیم یا تصور نمی کنیم می تواند شامل مالکیت معنوی باشد.یک ایده ،به طور مثال ، هنوز یک دارایی نیست ، برای این منظور ما باید ابتدا تلاش و زحمات خود را برای به ثمر رسیدن این ایده به عنوان یک محصول انجام دهیم تا بتوانیم آنرا به عنوان مالکیت معنوی به حساب بیاوریم.این محصول لزوما نیاز نیست که حتما یک محصول تکمیل شده باشد ( به سرانجام رسیده باشد )، یک فیلمنامه یک دارایی معنوی محسوب می شود حتی اگر فیلمی با آن ساخته نشود ،اما باید نگارنده به اثبات برساند که این ایده به صورت ۱۰۰ درصد از خودش نشات گرفته است.نکته ی کلیدی این ماجرا این است که ، در اغلب کشور های دنیا ، تمام مالکیت های معنوی دارای حق کپی رایت هستند .

این به چه معنا است؟ بدان معناست که این دارایی به شخص خالق آن تعلق دارد . خالق این اثر می تواند تصمیم بگیرد که درصورت کپی شدن ، فروخته شدن و یا اجاره داده شدن ، باتوجه به حقوقی که خالق اثر برای این محصول در نظر گرفته شده ،چه تصمیمی در قبال این گونه رفتار ها بگیرد.هر زمان ، که چیز قابل توجه جدیدی بر سر این محصول بیاید ، تا زمانی که با حقوق قانونی اتفاق افتاده باشد ، یک مالکیت جدید خلق شده و کپی رایت جدید نیز بر روی ان محصول ارائه می شود.

اغلب کشور ها ، قوانین کپی رایت مخصوص به خودشان را دارند ، اما تمام این قوانین به نوعی دنباله رو قانون قرارداد برنی برای محافظت از آثار هنری ، ادبی می باشد . این کنوانسیون ملل متحد را ملزم می کند که حق چاپ را در کشورهای عضو ایجاد کند(بنابراین شما لازم نیست که در هر کشور در جهان یک حق چاپ مجزا ایجاد کنید) به صورت خودکار حق کپی رایت برای شما ایجاد می شود. (بنابراین کپی رایت ها نیازی به ثبت ندارند ، اگرچه برخی از کشورها مانند ایالات متحده از حق چاپ اضافی برای کپی رایت های ثبت شده حمایت می کنند) و پنجاه سال را به عنوان حداقل زمان قابل قبول برای یک اثر دارای حق چاپ در حوزه عمومی را تصویب می کند.

مهمترین قوانین ملی مربوط به حق چاپ ، عنوان ۱۷ قانون ایالات متحده است که قانون کپی رایت آمریکا را تنظیم می کند و قانون حق چاپ ، که حق چاپ در کانادا را تعیین می کند. هر دو این قانون را پوشش می دهد:

-چه نوع از آثار قابل دفاع می باشند

– حمایت قانونی از آثار دارای حق چاپ

– تفاوت در نحوه اعمال حق چاپ در رسانه های مختلف

– چگونه حق چاپ را می توان فروخت و اختصاص داد

– چه سازمان های دولتی حق چاپ را اداره می کنند

-وقتی آثار دارای حق چاپ به حوزه عمومی منتقل می شوند

همچنین ، بسیاری از قوانین حق چاپ (از جمله قانون حق چاپ) حقوق اخلاقی را به طور خاص به سازندگان یک اثر اهدا می کند. این حقوق اخلاقی برخلاف سایر جنبه های حق چاپ ، به طور خودکار به مالک جدید یک حق چاپ منتقل نمی شود: در کانادا این حق را دارند که نام شما یا نام مستعار انتخاب شده شما را با کار و حق محافظت از یکپارچگی کار را مورد مطالبه قرار دهند.(به طور مثال ، هنرمند مایکل اسنو توانست مانع اضافه کردن روسری ایتون به مجسمه غازهایی شود که آنها را فروخته بود)

به طول کلی ، اگر شما می خواهید بر سر کاری که دارای قانون کپی رایت است تغییراتی را ایجاد کنید که فرای استفاده ی عادی ان باشد ، باید مجوز و رضایت صاحب اثر را برای این عمل خودتان کسب کنید.(به طور مثال ، شما برای مطالعه یک کتاب نیاز ندارید که از صاحب آن اثر مجوز بگیرید ، اما برای اینکه این کتاب را به یک بازی یا یک فیلم تبدیل کنید باید از صاحب قانونی اثر اجازه کسب کنید و یا برای شنیدن و گوش دادن به یک اثر موسیقی هنری نیاز ندارید از کسی اجازه بگیرید اما اگر بخواهید انرا به صورت عمومی پخش کنید باید این مجوز را از صاحب آن اثر کسب نمایید.

اگرچه ، برخی استثنائات مهم نیز وجود دارند : تجارت عادلانه (در کانادا و سایر کشورهای مشترک المنافع) و استفاده منصفانه (در ایالات متحده) حق استفاده از آثار دارای حق چاپ را بدون نیاز به گرفتن مجوز از صاحب اصلی اثر برای بهره برداری به دارنده اعطا می کند.

هر دو استفاده منصفانه و برخورد منصفانه دفاع حقوقی هستند ، به این معنی که هیچ کس نمی تواند مانع از مالک حق چاپ شود که از شما بخاطر نقض پرونده شکایت کند ،اگر از شما شکایت شده است ، باید در دادگاه ثابت کنید که کار شما تحت تعبیر کشور شما در مورد استفاده منصفانه یا برخورد منصفانه است.

البته ، مالک یک حق چاپ می تواند هر زمان که بخواهد ، این اثر را به حوزه عمومی منتقل کند،صاحبان حق چاپ نیز می توانند آثاری را تحت مجوزهایی منتشر کنند که از قانون کپی رایت محدودتر هستند،به عنوان مثال ، مجوزهای مختلف Creative Commons وجود دارد که به سازندگان اجازه می دهد بدون نسخه برداری از حق چاپ ، نسخه برداری یا کار خود را تغییر دهند. و همچنین ممکن است محدودیت هایی را برای آن استفاده کند (به عنوان مثال ، آنها به عنوان خالق اثر اصلی ذکر شده اند ، یا اینکه تمام استفاده از کار برای اهداف غیر تجاری(عام المنفعه) است.)

در حالی که مسائل مربوط به حق نسخه برداری به زمان شکسپیر بر می گردد ، فن آوری های اخیر درک مفهوم حق چاپ را برای استفاده روزانه ما از رسانه ها ، به ویژه موسیقی و فیلم ها ضروری ساخته اند.

ترجمه از وب سایت مدیا اسمارت کانادا

کاری از نسرا کردستان